شازده کوچولو و حرف خدا - دل نوشته های یک پسر خوب
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1389

شازده کوچولو و حرف خدا

همه خسته و درمانده ، توی حرفا و چهرشونه 

آدمای حقیری که هر روز به طمع مال بیشتر همدیگرو میدرن 

اینو حس میکنم و میبینم 

یه نقاب سیاه 

حتی موقع خواب هم با نقاب میخوابن 

از چی میترسی ، از خودت ، از من یا از خدات 

پنجرهها رو باز کن ، ببین خدا چقدر زیباست 

صدای پا رو میشنوی ، چقدر آرامش بخشه 

داره میاد ، میاد تا تو رو با خودش ببره 

دیگه حقارت بسه ، حالا دیگه موقع رفتنه 

دریغ از گوش شنوا 

دریغ ......... 

 

 

شازده کوچولوی من 

برای تو مینویسم ، برای تو  

تویی که هستی و هر روز زاده میشی 

سفر میکنی ، پاک و ساده 

شاید برای گفتن زوده 

ولی 

تو دیگه تنها نیستی ، خدا گفت خودم شنیدم 

بلند گفت تا همه بشنون 

هر روز در آغوش من آرام میگیری به امید فردایی روشن 

پس بخواب تا فردایی دیگر .........