شرمسارم - دل نوشته های یک پسر خوب
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1389

شرمسارم

سلام ببخشید نه از چرندیات خبری هستش نه از شازده کوچولو 

 

ساعت 7 تا اومدم از پای تلویزیون بلند بشم سرم گیج رفت و چشام سیاهی رفت با کمی حالت تهوع  سرم سنگین بود و مال خودم نبود 

بدون اینکه کسی بفهمه ، بدون جلب توجه سریع رفتم توی اتاق بابا و مامان 

 

یه الپرازولام خوردم بدون اینکه بفهمم چند تا  پست جواب دادم و چند تا وبلاگ هم نظر دادم  

 

نفهمیدم چطور توی تختشون خوابم برد ، با زور بیدارم کردن برای شام ، که سرد هم شده بود 

 

نه افکارم ، نه سرم ، نه کودک درونم الان مال خودم نیستم ، الان سرگردون هستن

 

الان گیج و منگم بخاطر قرصه اگه تا 1 ساعت دیگه بهتر شدم یه پست جدید میزارم 

  

شرمسار دوستان