شازده کوچولو و آدمهای کاغدی - دل نوشته های یک پسر خوب
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سه‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1389

شازده کوچولو و آدمهای کاغدی

وقتی صداهای نامفهوم و گنگ نفسهای بی رمق زندگی در گوشم زمزمه میکند 

 

راه رسیدن را فراوش میکنم برای رسیدن به عشقی پاک در منجلاب روزگار  

 

دیگر فراموش میکنم نگاههای هرز مردم روزگار را ، چون عشق پاک در نگاه کودکی است .....    

 

چشمه زلال معرفت خشکیده ، نفسهای سرد حکایت از قلبی مالامال کینه و نفرت داری  

 

چه زود فراموش میکنیم دقایقی که در کنار یکدیگر بودیم ، شاید رویایی بیش نبود  

 

فریب قلب هوس باز را میخوریم ، شاید تقصیر آدمها باشد ، آدمهایی که هر روز سرشار از دروغ و تزویرند    

 

آدمهایی کاغذی که نقش انسایت را در زندگی ما ایفا میکنند   

 

میخواهم کاغذهای زتدگیم رو بسوزانم ، تو کمکم کن 

 

کمکم کن تو    

 

 

 

شازده کوچولو عاشق نقاشیه ، هر روز یه عالمه نقاشی میکنه   

 

امروز دفتر نقاشیش رو ورق میزدم ، پر از نقاشی بود 

 

دفترش پر از آدمهای کاغذی بود ، آخه فقط آدمها توی نقاشی بی نقاب هستن

خوش بحال شازده کوچولو که این رو نمیدونه و غصه نمیخوره